طاق بستان / پیشینه و اهمیت طاق بستان در طول تاریخ
شهر کامبادنه در محلی بيرون از شهر قديم كرمانشاه قرار مي گرفته و درحقیقت، در جایی واقع بوده که بعدها طاق بستان خوانده شده است. و تا يكصد سال قبل، بقاياي آن در حوالي طاق بستان قابل مشاهده بوده است. بسياري از سياحان و جغرافي نويسان اسلامی، آثار تپه هاي خاكي و سنگي متعدد و بقاياي حصار خشتي و باروي قديم آن را مشاهده نموده اند.
در ابتداي دوره اسلامي، خرابه هاي شهر كامبادنه در شمال شهر كرمانشاه يافت شده است. در آن عصر، خرابه هاي كامبادنه، مابين طاق بستان و كرمانشاه قرار مي گرفته است. از اين مكان بطور تصادفي مسكوكاتي از دوره ساسانيان بدست آمده است.[1] اصطخري آنرا در كنار راه قديم توصیف کرده است و از آبي كه از زير كوه خارج شده و بر كنار طاق بستان جاري بوده، نام می برد.
لازم به ذکر است، كامبادنه را به صورت «گمبادنه» و «كامبادن» و ... نيز در منابع و متون تاریخی و جغرافیایی ذكر شده است.
طاق بستان حتي پس از عصر قاجار، موضعي جدا از كرمانشاه به شمار رفته و در قرون اوليه اسلامي، شش كيلومتر از شهر قرميسين فاصله داشته که البته مسافت طاق بستان تا كرمانشاه را برخي كمتر از شش كيلومتر و برخي بيشتر از آن نوشته اند. (دو فرسخ و يك فرسخ نوشته اند).
شهر کامبادن در سمت شمال شرقي شهر كرمانشاه قرار مي گرفته است که برخي نيز آنرا در شرق كرمانشاه نوشته اند.
ايرج افشار در مورد این شهر مي نويسد: «كتيبه بيستون، جايگاهي را كه اين كتيبه در آن مستقر شده كامباندا محلي در ماد ذكر كرده است. اين محل در نظر ايزيدور به نام كامبادن و در نظر پليني به نام كامبادس شهرت و معروفيت داشته است.»
عقيده ديگري نيز وجود داشته كه كامبادنه را يكي از محلات شهر ديگري در اين حوالي دانسته است. سعيديان مي نويسد: «مورخان در دامنه كوه طاق بستان فعلي شهري يادداشت كرده اند كه يكي از محلات آن گمبادنه بوده است.» (سعيديان. 1360: 397)
نامهاي مختلف طاق بستان و وجه تسميه آنها
طاق بستان كه امروزه در شمال شهر كرمانشاه و امتداد كوه پراو قرار دارد، در كتب تاريخي با نامهاي طاق بستان، طاق وسطام و طاق بسطام معرفي شده است. زماني كه هنوز طاق بستان با شهر كرمانشاه داراي فاصله بوده است، در كنار طاق ها، دهي قرار داشته كه بسطام، وسطام و بستان ناميده مي شده است. مجمل التواریخ در وجه تسميه اين نام آورده است: «ديهي كه آنرا بسطام خوانند، وبسطام، گستهم بود خال خسرو [پرويز].» بر اساس وجه تسميه ديگري كه ذكر شده، بستان همان باغستان بوده است، از جمله حکیم(مورخ عصر قاجار) می نویسد: «مي توان گفت طاق بستان طاق باغستان بوده، زيرا ممكن است جائي كه باغات زياد دارد، آنجا را باغستان يا بستان گويند.»
ياقوت از آبادي كنار طاق بستان با نام «خاتان» ياد كرده است. مسعودي براي حجاريهاي طاق بستان از واژه «سندان» استفاده كرده است. جغرافي نويسان اين محل را «تخت بستان» نيز خوانده اند، اما نامي كه بيشترين رواج را در ميان مولفين قديمي داشته است، «شبديز» و «شبداز» بوده كه آنرا به مناسبت مجسمه اسب خسروپرويز بدين نام خوانده اند(نام اسب خسرو پرویز شبدیز بوده است). جكسن در سفرنامة خود، در خصوص نام اين محل درگويش محلي چنين مي نويسد: «نام طاق بستان كه اغلب با تلفظ طاغ بستان بگوش مي رسد- و روستاييان با لهجه خاص خود تلفظ آن را طو-او- ستان[2] [طااستان] ادا مي كنند.»
طاق بستان به اسامي مختلفي خوانده شده است و اعتماد السلطنه در توصيف آن گفته است؛ «بستان: يا وسطام يا بستان طاق عبارت از دو ايوان و طاق متصل به هم است در كوهي كه حد شمالي صحراي كرمانشهان است و به عبارت اخري در دنباله كوه بيستون و مسافت آن تا شهر كرمانشاه كمتر از دو فرسخ در سمت شرقي اين شهر واقع است.» تقريباً اين خلاصه مطالبي است كه در مورد موقعيت و مسافت طاق بستان تا كرمانشاه در كتب مختلف ذكر شده است.
قصرشیرین نامی برای معرفی طاق بستان
مطلبي كه جاي تامل دارد، اين است كه چندين نفر از مورخين و جغرافي نويسان، قصر شيرين را موضعي در كرمانشاه دانسته اند، كه احتمالاً منظور آنها جايي در كنار طاق بستان بوده است كه گمان مي رود قصر تابستانه خسروپرويز و شيرين و شايد برخي ديگر از شاهان ساساني در آنجا بوده باشد و بايد دانست كه با شهر قصر شيرين در مرز ايران و عراق تفاوت دارد. از جمله، ياقوت، از نام قصر شيرين برای معرفی این حدود استفاده كرده است. در معجم البلدان و در بحث از كرمانشاه آمد است: «و بها قصر شيرين و الطاق الذي فيه صورة شبديز فرس ابرويز.» و در همين كتاب در صفحه 113، قصر شيرين موضعي در كنار كرمانشاه دانسته شده است. در جلد سوم معجم البلدان، صفحه 353 نيز قصر شيرين «قرب كرمانشاه» معرفي شده است. همين مطلب معجم البلدان را ابن خرداذبه نيز نقل كرده است. احتمال ديگري كه وجود دارد، آنست كه اين قصر شيرين همان «تخت شيرين» باشد كه در دو كيلومتري قريه بيستون قرار داشته است. مشكواتي مي نويسد: «در مجاورت قريه بيستون آثار كافي از دوره ساساني بر جاي مانده است كه بنام تخت شيرين شهرت دارد.»
طاق بستان شکارگاه معروف عصر ساسانی
صحنة شكار كه در طاق بستان به دستور خسرو پرويز حك شده است، يكي از آثار ميراث فرهنگي گرانبهاي ايران زمين بوده كه احتمالاً گوياي صحنه اي از شكار اين شاه در شكارگاه كرمانشاه است. تا امروز نیز منطقۀ وسیعی از زمین های واقع در جنوب طاق بستان، به نام «شکارگاه خسرو پرویز» معروف می باشد. مستوفي پس از شرح اقامت خسرو پرويز در كرمانشاه، مي نويسد: «در صحراي آن باغ انداخته [-] و باقي چون ميداني به علفزار گذاشته و درو انواع حيوانات سر داده تا توالد و تناسل كردندي.»
از جمله بناهاي مهم خسروپرويز در كرمانشاه، «باغ نخجيران» یاد شده كه شكارگاه او به شماره مي رفته است. یاقوت می نویسد: «ان ابرويز الملك وكان مقامه بقرميسين امران يبني له باغ يكون فرسخين في فرسخين و ان يحصل فيه من كلّ صيد حتي يتناسل جميعه [-] و سمّاه باغ نخجيران ان اي بستان الصيد.»[3]
آنچه به استناد متون و منابع متعدد تاریخی قابل استناد است این بوده که قصر شيرين اقامتگاه زمستانه و طاق بستان اقامتگاه تابستانه خسروپرويز به شمار می آمده است.
در قسمت دوم این نوشتار، در این باره و نیز درباب گزارشات تاریخی در وصف طاق بستان، بیشتر خواهیم نوشت.
1- اين سكه ها در اواخر دورة قاجاريه و از تپه هايي كه حدوداً در دو كيلومتري سمت جنوبي طاق بستان واقع مي شده، به دست آمده اند.
2-Taw- ou- stan
3- خسرو پرويز در هنگام پادشاهي، در كرمانشاه اقامت گزيده و دستور داد تا باغي را برايش بسازند كه دو فرسخ در دو فرسخ مساحت داشته و در آن انواع شكارها را رها كردند تا زاد و ولد نمايند. اين باغ را باغ نخجيران يعني محل صيد مي ناميدند.
نکاتی پیرامون(جغرافیا-تاریخ-اجتماعی)تحقیق وپژوهش،روشهای تدریس،نمونه سولات